برابرهای واژه توقف کردن به پارسی
جستن واژهای دیگرتوقف کردن
برابرهای پارسی
ایستادَن، ماندَن، هَندَسیدَن
واژه «توقف کردن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «ایستادَن، ماندَن، هَندَسیدَن» میباشد.
به جای «توقف کردن» بگوییم «ایستادَن، ماندَن، هَندَسیدَن»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
ماندن
ببایست ماندن که خود روزگار
وزان ماندن او بران آبگیر
ایستادن
برابر که دید ایستادن روا
هم از ایستادن شتاب آمدش
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: نابریده